ثبت‌نام English
موقعیت شما :   زندگی موفق   »   مقاله های علوم موفقیت
 

مقاله های موفقیت

Skip Navigation Links.

مثبت اندیشی و موفقیت مالی

فصل هجدهم: کار کردن با بیشعورها

فصل هجدهم: کار کردن با بیشعورها

" اه، باز هم یه بیشعور دیگه". جرج، در جلسه معارفه رئیس جدیدش   بسیاری از مردم می خواهند بدانند که آیا میشود با بیشعورها کار کرد و در عین حال حرمت و شخصیت خود را نیز حفظ کرد؟ آسان نیست ولی خوشحالم که بگویم امکان پذیر است. نقطه آغاز کار روی خودتان است. برای اینکه به خوبی از عهده بیشعورها برآیید باید هدفمند و با انگیزه باشید. باید از خودتان سوال هایی از این دست بپرسید:   -  چقدر کارم را دوست دارم؟ - چقدر به حقوقم محتاجم؟ - آیا این کار به عذاب تحمل این بی شعور می ارزد؟    شاید پس از مرور این پرسش‌ها  وسوسه شوید که کارتان را رها کنید و دنبال کار دیگری بروید اما هدف از این یادآوری این کار نیست. زیرا اگر کاری به خوبی کار قبلی تان هم بتوانید پیدا کنید احتمالا مجبور خواهید بود باز هم با بیشعورهای دیگری هم کار شوید.هدف از این پرسشها این است که اراده شما را برای سرو کله زدن با بیشعورهای که اطراف تان را گرفته‌اند تقویت کنید.   گام بعدی بررسی گزینه های پیش روی شما برای اینکار است. این گزینه‌ها چندتاست:   - می‌توانید با ه... ادامه مطلب

فصل هفدهم: بیشعوری در رسانه، یک اپیدمی واقعی

فصل هفدهم: بیشعوری در رسانه، یک اپیدمی واقعی

  " سرگرم کننده ترین خیالپردازی ها را هر روز در روزنامه ها می خوانم" الیور ساوت در حقیقت رسانه مدلی کامل از بیشعوری تمام است زیرا: - رسانه متکبر و خودستاست. همچنین مطبوعات خودخواهانه اعتقاد دارند  که متولی انحصاری حقایق اند، و حقایق صرفا همان هایی اند که آنها پوشش می دهند.   - رسانه شهوت قدرت دارد. اما چون قدرت واقعی ندارد بردن آبرو و اعتبار آدم هایی که به طور حسادت برانگیز ای قدرت و اعتبار دارند برای محکم تسویه‌حساب و نوعی نمایش قدرت محسوب می شود. برای ارضای این شهوت قدرت بیشتر وقت رسانه  صرف خبر رسانی از حواشی آدم های مهم یعنی آدم هایی می شود که به نظر می‌رسد قدرت و اهمیت خاصی دارند.   -رسانه سطحی است. در رسانه هیچ ماجرای آنقدر پیچیده نیست که در ده ثانیه  قابل بیان نباشد یا نتوان در ۳۰۰ کلمه سروتهش را هم آورد.   - رسانه بی رحم است. خبرنگارها عاشق یافتن کشمکش و درگیری در هر ماجرای اند.   -رسانه نظرها را از واقعیت ها مهمتر می شمارد. اگر کسی بخواهد صحت این ادعا را ببیند کافی است یک سال مجله تایم را بخواند. ... ادامه مطلب

فصل شانزدهم: خواندن، نوشتن و بیشعوری

فصل شانزدهم: خواندن، نوشتن و بیشعوری

  " میشه این مدرکم را برام بخونی؟" دیپلمه ای بیشعور خطاب به مادرش واقعیت آن است آدم های درست و حسابی زیادی مشغول به تدریس در مدارسند، اما دیوانسالارانی ای که برای معلم ها تعیین تکلیف می کنند که چه چیز را چگونه درس بدهند کار را خراب می‌کنند. از اینجاست که بیشعوری گسترش می یابد. زمام  امور از دست متولیان محلی مدارس به دست مسئولان دولتی افتاده است و به این ترتیب نظام آموزشی ما در چنبره بیشعوری گرفتار آمده است. علائم این  بیشعوری فراوان است. از جمله:   -  وقتی که بیش از نیمی از دانش آموزان در ۱۶ سالگی از نظام آموزشی حذف می‌شوند، مدارس ما بی شعور شده اند   - وقتی که فارغ التحصیلان دبیرستان های ما در خواندن و نوشتن معمولی لنگ میزنند، مدارس ما بی شعور شده اند   - وقتی که ارائه دروس پیش نیاز، برای یاد دادن درس های دبیرستان در دانشگاه ها به امری معمول  بدل شده باشد، مدارس ما بی شعور شده اند   - وقتی که میتوان معلم ها را به خاطر تنبیه دانش آموزان بی تربیت از مدارس  اخراج کرد، اما آن دانش آموزان همچنان به حال خود رها هستند تا... ادامه مطلب

فصل پانزدهم: دولت به مثابه بی شعور

فصل پانزدهم: دولت به مثابه بی شعور

" دولت بروکراسی است و بروکراسی دولت است" جو بادوایز،  سخنگوی اتحادیه کارگران فدرال در هر کشوری دولت شمار زیادی از بیشعورها را جذب میکند. دلیل آن هم ساده است. دولت قدرت عمل زیادی در شکل دهی روش زندگی ما دارد و بیشعورها هم تشنه قدرت اند. مخصوصا قدرتی که با آن بتوان به دیگران گفت چه کار بکنند، چگونه و چه وقت. بنابراین به استخدام دولت در می آیند. دولت از دو بخش بزرگ تشکیل می شود: سیاستمداران یعنی صاحب منصبان  منتخب ما که فکر می کنند دولت را اداره میکنند. دوم دیوانسالاری فسیل شده. یعنی همان کسانی که واقعاً دولت را می چرخانند. هر دو بخش بیشعورها را جذب می‌کنند و به این ترتیب خودشان هم قربانی بیشعوری می‌شوند. البته شاید ما رغبتی به قبول این واقعیت که سناتورها، نمایندگان مجلس و قانونگذاران محل ایمان بیشعورند نداشته باشیم، به ویژه اگر خودمان با آنها رای داده باشیم اما در بیشتر انتخابات ها، انتخاب واقعی امکان ندارد. در انتخابات فقط این امکان مهیا است که به نامزدی که خطرش کمتر است رای بدهیم. اگرچه نمایندگان خودشان را  تبلور قدرت مردم می‌دانند هر کسی می‌داند ق... ادامه مطلب

فصل چهاردهم: تجارت به مثابه بی شعور

فصل چهاردهم: تجارت به مثابه بی شعور

"به جای تولید ناخالص ملی،  به جای جدیدی از بیشعورهای خالص ملی تولید می‌کنیم."  از کتاب  خلوص ملی   برای درک درست بیماری بیشعوری بسیار مهم است که بدانیم این بیماری فقط افراد را آلوده نمی کند ، بلکه گروه های عظیمی از مردم، از اهل تجارت گرفته تا اعضای اتحادیه ها ، از گروههای سیاسی تا محصلان مدارس و دانشگاه ها ممکن است به این بیماری آلوده شوند و به طور جمعی مثل بیشعورها رفتار کنند. بعضی وقت ها هم کل جامعه مثل بیشعورها رفتار می کنند و گرنه چگونه ممکن است کشوری علیه کشوری دیگری جنگ راه بیندازد؟ یکی  از حوزه‌های مهم اجتماعی که ویژگی‌های بیشعوری را می توان در آنجا دید حوزه تجارت است. مهمترین عامل آلودگی تجارت به بیشعوری رابطه تنگاتنگ آن با صنایع نظامی است.بده بستان خوبی بین این دو برقرار است، به طوری که به نظر می رسد هم زمان دستشان  توی جیب های هم باشد. فقط یک چیز مانع از آن می شود که تجارت به طور کامل بی شعور شود (بر خلاف دولت) و آن بازار آزاد است که تجارت را مجبور می‌کند مولد باشد.البته ذات تولید با بیشعوری ناسازگار است اما تجارت مولفه‌هایی را در خود دارد که... ادامه مطلب

فصل سیزدهم بیشعور شاکی

فصل سیزدهم بیشعور شاکی

"فیلوس گفت:"خوب برو از دستم شکایت کن" مورچوس گفت:" همین کار را می کنم" وکیل زبردستش گفت:" پایت را بگذار رویش" فیلوس هم گذاشت". افسانه قدیمی یونانی درباره فلسفه حقوق یکی از دستاوردهای ارزشمند جوامع دموکراتیک حق دادخواهی در محاکم قضایی است. این حق بر این عقیده استوار است که یک آدم معمولی با کسی که پول و قدرت و مقام دارد در برابر قانون و قضا مساوی است.فقط یک مشکل در این میان وجود دارد: بیشعورها. سریع ترین راه برای شکست خوردن در  مرافعه ای قضایی این است که آدم معتقد باشد سیستم قضایی بی طرف است.  دومین راه گرفتن وکیل پاک و درستکار است. (البته اگر چنین چیزی وجود خارجی داشته باشد).  زیرا فقط بیشعورها از پس بی شعورهای دیگر برمی‌آیند و این مسئله ربط چندانی به عدالت ندارد. به همین دلیل هم هست که بیشعورها زیاد دربند عدالت نیستند. اگر بودند هیچ وقت نباید سر کله شان در دادگاه ها پیدا میشد. آنها فقط به دنبال دستاویزی برای آزار و اذیت دشمنانشان، همسایگانشان، همکارانشان، رفقای شان و کارمندان فلک زده دور و بر شانند و البته دستاویزی بهتر از قانون؟ مرافعه ... ادامه مطلب

فصل یازدهم بیشعور دیوان سالار

فصل یازدهم بیشعور دیوان سالار

  " تا هنگامی که لوحه ای گلین نانوشته است کار شما پایان نگرفته است."   صاحب دیوان کوروش پنجم به زیر دستانش   برای آدم بیشعور هیچ چیز نا امید کننده تر و خرد کننده تر از آن نیست که احساس خواننده قدرتش برای تسلط بر دیگران رو به افول نهاده است.   روش آمریکایی برای پناه دادن  به این بیشعورها این است  که در یک دستگاه اداری نظامی یا دولتی مشغول به کار شوند. به این ترتیب به راحتی خواهند توانست آدم های ساده و خوش بینی را که هنوز فکر میکنند دولتی که وجود دارد" دولتی از مردم برای مردم و به دست مردم" است مرعوب کنند و بر آنها تسلط داشته باشند. حقیقت آن است که ما با دولتی سروکار داریم بیشعور های اداری تشکیل شده و برای راحتی آنها فعالیت می کند.   همه کسانی که در ادارات کار می کنند بیشعور نیستند هرچند همگی در معرض ابتلا قرار دارند. ارنستاین  کابالشتسینکی  از اداره ترافیک ساندیگو می گوید: " اگر از یارو او خوشم بیاید بهش سخت نمیگیرم اما اگر از ریختش خوشم نیاید کتاب قوانین راهنمایی و رانندگی را می اندازم جلویش و می‌گویم بگیر این را را بخوان تا بف... ادامه مطلب

فصل دوازدهم بیشعور بیچاره

فصل دوازدهم بیشعور بیچاره

" کاری نیست آدم نتوانند خانواده اش را مجبور به انجام آن بکند. اگر پاش افتاد یک بطری اسید  لوله بازکنی  را هم باید یک ضرب سر کشید." کیتی،  یک بیشعور تحت درمان احتمالا بیشعور های بیچاره نسبت به سایر بیشعورها کمبودهای عاطفی بیشتری دارند. در وهله نخست شاید این افراد مثل بیشعورها به نظر نیایند و فقط آدم های ضعیف کم بنیه و بی عرضه ای به نظر برسند که نمی‌توانند روی پای خودشان بایستند. کسانی که همیشه به یکی احتیاج دارند که تکیه گاه شان باشد تروخشکشان کند و امورات شان را اداره کند .البته این فقط فیلم شان است حقیقت آن است که این افراد واقعاً قوی و نیرومندند اما دریافته اند که با تظاهر به ضعیف بودن  میتوانند به آسانی قدرت زیادی به دست بیاورند. قدرت ضعف می‌توانند  عظیم باشد.  بسیاری از بیشعور ها می‌دانند که چطور تا آخرین واحد انرژی را درهر موقعیتی استفاده کنند. اگر آن قدری که توقع دارند مورد توجه قرار نگیرند  دیگران را به بی تفاوتی در برابر نیازهای شان متهم میکنند. اگر به آن میزانی که کمک خواسته اند  به آنها کمک نشود عصیان می کنند. اگر به خواسته شان نرسند آنقدر تمارض می ک... ادامه مطلب

فصل دهم:بیشعور عرفان باز

فصل دهم:بیشعور عرفان باز

    "چاکرایت را باز کن و این را بگذار توش" شرلی ام. در حال انرژی دادن به یک  آدم متعصب   اگر بیشعورهای مقدس مآب نمی‌توانند هیچ چیز خوبی در دیگران ببینند،در مقابل، عده ای هم هستند که نمی‌توانند هیچ چیز بدی در آدمها ببیند یا دست کم اینطور ادعا میکنند. اینها کودکان عرفان با زند،  آدمهایی که در نهایت خوشبینی معتقدند که همه چیز جهان در نهایت کمال است و  هیچ مشکل بزرگی وجود ندارد.   عرفان بازها می‌خواهند مدینه فاضله ای به وجود بیاورند که همه چیز آن در انتهای کمال باشد و بنابراین هر چیزی دیگری را که کوچک‌ترین نقصانی داشته باشد پس میزنند.   در اینجا شاید بد نباشد که از دو نفر از اقطاب عرفان های جدید یاد کنیم:یک عملی خراب به نام  تیموتی بلری،  دیگری کلکسیونر اشیای گران قیمت به نام  باگمن راجنیش.  اینها از آن ابر بی شعورهای اند که بسیاری از بیشعور های تمام عیار کوچکتر از آنها یاد گرفته اند که چطور طرفداران عرفان های جدید را بدوشند.   و این است بی شعور عرفان باز: سوداگر سیاری که نه به او الهام می شود و نه عقل درست حسابی دارد،اما تیزوبز ا... ادامه مطلب

فصل نهم: بیشعور مقدس مآب

فصل نهم: بیشعور مقدس مآب

" آدم بیشعور اگر پس از مرگ تناسخ یابد، باز هم بی شعور خواهد ماند" رکس هاوارک،  یک بیشعور بنیادگرای تحت درمان بعضی ها معتقدند که بیشعور مقدس  مآب عصاره بیشعوری است. همانند هر چیز  خوب  دیگری  دین هم اگر به دست آدم های ناب کار بیفتد به بیراهه خواهد رفت. بیشعور های مقدس مآب گمان می‌کنند وظیفه اخلاقی دارند تا افسرده حالی خودشان را به همه منتقل کنند. در بررسی بیشعورهای مقدس  مآب باید دو دسته را از یکدیگر متمایز کنیم: 1-بیشعور مقدس مآب  متعصب: آدم  خشکه مقدس آتشی مزاجی که به اندازه کافی سکس نداشته است و میخواهد با تحمیل اعتقادات خود به دیگران عقده جنسی اش را جبران کنند. 2-بیشعور مقدس مآب حرفه ای: آدمی که با ریا و تظاهر و دستمایه قرار دادن دین و مذهب کار و کاسبی راه انداخته  و از این راه نان می خورد.  دانستن خصوصیات عمومی بیشعور های مقدس مآب  برای شناسایی بهتر شان در جامعه می توانند مفید فایده باشد: -مغرور و متکبرند.  تواضع در نظر آن‌ها تا زمانی که  پوزه شان به خاک مالیده نشود بی معنی است. اما این مسئله  هرگزباعث نمی‌شود که درباره ی فواید و لز... ادامه مطلب

صفحه 1 از 103ابتدا   قبلی   [1]  2  3  4  5  6  7  8  9  10  بعدی   انتها